صدای مشتری (VOC): راهی برای فهمیدن نیاز واقعی مشتریان | بلاگ میزیتو

صدای مشتری (VOC): راهی برای فهمیدن نیاز واقعی مشتریان

منتشر شده در ۱۴۰۵/۳/۱۶ ساعت ۱۲:۳۶

زمان خوانش ۵ دقیقه

چند تن از سخنرانان مراسم فارغ‌التحصیلی در آمریکا، اخیر در این مراسم توسط حضار هوو شدند؛ وقتی از پتانسیل بی‌پایان هوش مصنوعی برای کسانی صحبت کردند که شنیده‌اند، همین فناوری قرار است شغل‌شان را از آنها بگیرد. این حرف، مثل آن است که به حیوانات در حال فرار از جنگل بگویید: آتش‌سوزی رویش جدیدی به همراه می‌آورد.

هوو شدن برای تقریبا همه یک کابوس است؛ اما برای کارآفرینان، شنیدن سکوت محض می‌تواند حتی بدتر باشد.

رصد واکنش‌های منفی، بسیار مهم است. همان‌طور که نمی‌توان بذر را روی زمین سنگ‌‌فرش شده کاشت، نمی‌توان به کسی که ذهنش بسته است، چیزی فروخت. وقتی باورها یا پیش‌فرض‌هایی جلوی ورود پیام شما را می‌گیرند، باید پیش از هر اقدامی آن‌ها را شناسایی و ریشه‌کن کنید. تا زمانی که واقعا آماده شنیدن نباشید و یک سیستم بازخورد قوی نداشته باشید، صدای درون ذهن مشتریانتان را نخواهید شنید.

یک نقطه کور طبیعی

بسیاری از کارآفرینان خیال می‌کنند که طالب بازخورد هستند، چون مشتری راضی به معنی سود بیشتر است. اما هیچ بنیان‌گذاری روی محصولی سرمایه و وقت نمی‌گذارد که به آن ایمان ندارد. وقتی مطمئنید که بهترین محصول ممکن را ساخته‌اید، نشنیدن انتقاد کاملا طبیعی است. 

اگر شعارهای ماموریت و چشم‌انداز شما روی دیوارها نوشته شده و در هر جلسه تکرار می‌شود، شما و تیم‌تان نه‌فقط به ایده‌تان ایمان آورده‌اید، بلکه در آن غرق شده‌اید. و کسی که خود را غرق در موفقیت می‌بیند، دنبال نشانه‌های خطر نمی‌گردد.

ندانستن راحت است. اما اگر داده‌های انتقادی جمع نکنید، سکوت مشتری‌ها، همان سکوتی که بدتر از هر انتقادی است، منتظرتان خواهد بود.

چگونه یک سیستم صدای مشتری (VOC) را بسازید؟

بقا و رشد در کسب‌وکار به یک برنامه صدای مشتری (VOC) نیاز دارد. برنامه‌ای که به‌طور منظم بازخورد مشتریان را جمع‌آوری، تحلیل و اجرا کند. به‌جای تکیه بر آنچه فکر می‌کنید درباره محصولتان می‌دانید، یاد بگیرید از بیرون به درون گوش دهید.

برنامه VOC شما باید به پرسیدن و پاسخ‌دادن به این سوالات به‌صورت مداوم کمک کند:

  • مشتریان چه می‌گویند؟
  • این بازخوردها چه معنایی دارند؟
  • چه چیزی باید تغییر کند؟
  • آیا تغییراتی که اعمال کردیم نتیجه داده‌اند؟

برای پاسخ به این سوالات، مراحل زیر را طی کنید: 

مشتریانتان را دسته‌بندی کنید: تصمیم بگیرید صدای چه کسی، برای کدام تصمیم‌ها اهمیت دارد. بر اساس نوع مشتری، مرحله چرخه حیات، ارزش حساب، پرسونا، ریسک ریزش و غیره دسته‌بندی کنید. مشتریان مختلف چیزهای متفاوتی به شما می‌گویند.

کانال‌های شنیداری راه‌اندازی کنید: بازخورد را از منابع متعدد جمع کنید: مصاحبه‌ها، تیکت‌های پشتیبانی، تماس‌های فروش، یادداشت‌های ریزش، آنالیتیکس محصول، نظرات، پست‌های انجمن، شبکه‌های اجتماعی و هیئت‌های مشاوره مشتری. نظرسنجی‌ های NPS که می‌پرسند «چقدر احتمال دارد ما را به دیگران توصیه کنید؟» نقطه شروع خوبی هستند؛ نظرسنجی‌های CSAT (رضایت مشتری) و CES (امتیاز تلاش مشتری) که می‌پرسند «کار با ما چقدر آسان بود؟» هم مکمل خوبی برای آن‌هاست.

محلی برای ذخیره اطلاعات داشته باشید: همه بازخوردها را در یک جای قابل جستجو ذخیره کنید — Airtable، Notion، Productboard، Dovetail، یک صفحه‌گسترده ساختاریافته یا یک CRM. ابزار خیلی مهم نیست؛ مهم این است که همه چیز در یک جا جمع شود.

از برچسب‌ها و طبقه‌بندی‌ها استفاده کنید: بازخوردها را به‌صورت یکنواخت دسته‌بندی کنید: حوزه محصول، بخش مشتری، احساسات، فوریت، مرحله چرخه حیات، درخواست ویژگی، نقطه درد، باگ، مشکل قیمت‌گذاری، اصطکاک آنبوردینگ یا ریسک ریزش. یکنواختی همان چیزی است که الگوها را آشکار می‌کند.

الگوها را تحلیل کنید: دنبال موضوعات تکراری باشید و به موارد منفرد وابسته نشوید. بازخوردهای کیفی را با داده‌های کمّی ترکیب کنید تا سیگنال‌های معنادار پیدا کنید.

اولویت‌هایتان را مشخص کنید: تصمیم بگیرید روی چه چیزی باید اقدام کنید. شدت مشکل، فراوانی آن، ارزش مشتریان متاثر، اهمیت استراتژیک و سهولت رفع را در نظر بگیرید. همه بازخوردها به پاسخ یکسانی نیاز ندارند.

با این ابزارها سیستم VOC خود را بسازید

جمع‌آوری: از ابزارهایی مثل Typeform، SurveyMonkey، Intercom، Zendesk، Gong، HubSpot یا Salesforce به‌ همراه نظرات اپ‌استور و یادداشت‌های مصاحبه با مشتریان درباره برند شما. هدف این است که هیچ کانالی که مشتری از طریق آن اظهار نظر می‌کند، از دست نرود.

مخزن: Airtable، Notion، Productboard، Dovetail یا حتی یک صفحه‌گسترده ساختاریافته ساده. مهم این است که همه بازخوردها در یک جای واحد، قابل جستجو و دسته‌بندی‌شده نگه داشته شوند — نه پراکنده در ایمیل‌ها، چت‌ها و نوت‌های شخصی هر نفر.

تحلیل: برچسب‌گذاری، تحلیل احساسات، خوشه‌بندی موضوعی، فیلتر بر اساس بخش مشتری، و پوشش داده‌های درآمد و ریزش. در این مرحله دیگر با انبوهی از نظرات پراکنده روبه‌رو نیستید؛ الگوها و موضوعات تکرارشونده‌ای می‌بینید که می‌توانید روی آن‌ها تصمیم بگیرید.

پیگیری اقدامات: Jira، Linear، Asana، Trello یا هر سیستم مدیریت وظایفی که الان استفاده می‌کنید. بازخورد تا وقتی تبدیل به یک تسک مشخص با مسئول و ددلاین نشود، فقط یک یادداشت باقی می‌ماند.

اولویت‌بندی: یک داشبورد ساده که مهم‌ترین موضوعات، بخش‌های تحت‌تأثیر، اقدامات پیشنهادی، مسئول هر اقدام و وضعیت پیگیری را یکجا نشان می‌دهد. این داشبورد است که VOC را از یک فایل بایگانی‌شده به یک ابزار تصمیم‌گیری زنده تبدیل می‌کند.

صدای مشتری (VOC) را ثبت کنید، قبل از آنکه دیر شود! 

هدف از ساختن سیستم صدای مشتری (VOC) این نیست که یک مدل بی‌نقص داشته باشید؛ هدف این است که هرگز از واکنش مشتریان غافلگیر نشوید. سکوت مشتریان اغلب خطرناک‌تر از هر انتقادی است، چون زمانی متوجه آن می‌شوید که دیگر برای اصلاح دیر شده است. بهترین کسب‌وکارها یاد گرفته‌اند صدای مشتری را در تمام مسیر تعامل با او ثبت و بررسی کنند؛ از اولین تماس تا پشتیبانی و استفاده از محصول.

اگر می‌خواهید هیچ بازخوردی از مشتریان‌تان گم نشود، داشتن یک سیستم منظم برای ثبت تعاملات ضروری است. در میزیتو می‌توانید برای هر مشتری یک پرونده بسازید و تمام تعاملات، بازخوردها و پیگیری‌ها را در یک پنل واحد ثبت کنید؛ جایی که صدای واقعی مشتریان تبدیل به داده‌ای قابل تصمیم‌گیری می‌شود.

دیدگاه‌های شما

هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

با ثبت دیدگاه خود به پیشرفت میزیتو کمک کنید.

شاید این مقالات هم برای شما جذاب باشند:
لینک مقاله کپی شد!