چرا گاهی یک دروغ مصلحتی در محیط کار قابل دفاع است؟ | بلاگ میزیتو

چرا گاهی یک دروغ مصلحتی در محیط کار قابل دفاع است؟

منتشر شده در ۱۴۰۵/۳/۱۸ ساعت ۱۳:۵۷

زمان خوانش ۵ دقیقه

همه حقیقت‌های تلخ قرار نیست به رشد افراد کمک کنند. رهبران هوشمند می‌دانند چگونه بدون آسیب زدن به اعتماد، از اعضای تیم خود محافظت کنند.

فرض کنید شما و تیم‌تان روی پروژه‌ای برای یک مشتری کار می‌کنید که همه او را به سخت‌گیری و دشوار بودن در همکاری می‌شناسند. با وجود اینکه تیم شما عملکرد بسیار خوبی داشته، این مشتری شکایت ناعادلانه‌ای درباره یکی از بهترین اعضای تیم مطرح می‌کند. در پایان پروژه، آن همکار از شما بازخورد می‌خواهد و شما پاسخ می‌دهید:

«مشتری از خروجی نهایی رضایت داشت.»

همین‌جا یک دروغ مصلحتی گفته‌اید تا از نیروی کلیدی تیم‌تان محافظت کنید. شما به این نتیجه رسیده‌اید که گلایه‌های این مشتری، معیار منصفانه‌ای برای ارزیابی عملکرد آن فرد نیست و کمکی به رشد او نمی‌کند. حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؛ تمرکز او را از کارهای مهم بگیرد و باعث شود یکی از بهترین نیروهایتان با خود فکر کند که شاید مدت‌هاست در حال انجام اشتباه کاری بوده است.

مثال دیگر، مواجهه با شایعات در محیط کار است.

فرض کنید یکی از اعضای تیم سوژه صحبت‌های غیررسمی و شایعات بین همکاران شده است. شما این حرف‌ها را شنیده‌اید و می‌دانید موضوع جدی نیست و تنها باعث حواس‌پرتی از کار می‌شود. آن همکار به اتاق شما می‌آید و می‌پرسد دیگران درباره او چه می‌گویند. شما پاسخ می‌دهید: «چیزی نمی‌دانم و نگرانش هم نیستم. روی خوب انجام دادن کارت تمرکز کن.»

سپس بعد از آن، به‌صورت خصوصی با افرادی که در حال دامن زدن به این شایعات هستند صحبت می‌کنید.

چه زمانی یک دروغ مصلحتی درست است؟

در هر دو موقعیت بالا، گفتن یک دروغ مصلحتی قابل درک است. به‌عنوان یک رهبر سازمان یا تیم لید، شما باید انگیزه اعضای تیم را حفظ کنید و کیفیت خروجی را در سطح بالا نگه دارید. تشخیص اینکه چه چیزی ارزش توجه اعضای تیم را دارد و چه چیزی ندارد، بخشی از مسئولیت شماست.

با این حال، در بیشتر مواقع دروغ مصلحتی راه‌حل مناسبی نیست. اگر به فردی تبدیل شوید که به گفتن این نوع دروغ‌ها شهرت دارد، به‌ویژه در شرایط نامناسب، ممکن است اعتبار حرفه‌ای خود و تصویری که به‌عنوان یک رهبر قابل‌اعتماد ساخته‌اید را از دست بدهید.

پس چه زمانی گفتن یک دروغ مصلحتی قابل قبول است؟

  • زمانی که می‌خواهید یکی از اعضای تیم را از اطلاعات غیرضروری یا مشکوکی محافظت کنید که تنها باعث دلسردی یا حواس‌پرتی او می‌شود.
  • زمانی که گفتن این دروغ یا پنهان کردن بخشی از اطلاعات، به روابط کاری آسیب نمی‌زند، روند کار را مختل نمی‌کند و مانع رشد حرفه‌ای یا فردی افراد نمی‌شود؛ چراکه، بعضی حقیقت‌های سخت، هرچند ناخوشایند، باید شنیده شوند.

البته یک نکته مهم وجود دارد. در هر دو حالت، باید درک عمیقی از موقعیت، شخصیت خود، اعضای تیم و فرهنگ سازمانی داشته باشید. بدون چنین شناختی نمی‌توانید تشخیص دهید که یک دروغ مصلحتی واقعا از آسیب جلوگیری می‌کند، فقط مسئله را به آینده موکول می‌کند یا حتی آسیب بیشتری به وجود می‌آورد.

به خاطر داشته باشید که «کاهش آسیب» به معنای کاهش ناراحتی یا حجم کار خودتان نیست؛ بلکه یعنی کم کردن پیامدهای منفی برای تیم و افزایش نتایج مثبت برای آن‌ها. به همین دلیل، خودآگاهی و شناخت عمیق از محیط اطراف، اهمیت زیادی دارد.

طبیعتا هیچ‌کس دوست ندارد دروغ بگوید. اما اگر شرایط ایجاب کرد، بهتر است این سه اصل را در ذهن داشته باشید.

۱. حداقل ممکن را بگویید

هدف، دروغ گفتن نیست؛ هدف حذف اطلاعات غیرضروری‌ای است که دانستن آن‌ها شرایط را برای همه بدتر می‌کند.

بنابراین وقتی تصمیم می‌گیرید یک دروغ مصلحتی بگویید، از ساختن داستان‌ها و پیچیده کردن ماجرا خودداری کنید. خود را به یک جمله محدود کنید.

در مثال اول، جمله «مشتری از خروجی نهایی رضایت داشت» حقیقت داشت. تنها چیزی که گفته نشد، شکایت ناعادلانه مشتری درباره یکی از بهترین نیروهای تیم بود. این رویکرد تعادل مناسبی ایجاد می‌کند.

۲. پیامدها را سریع ارزیابی کنید

گاهی لازم است خیلی سریع تصمیم بگیرید که آیا یک موقعیت نیازمند دروغ مصلحتی هست یا نه. این کار به‌ویژه زمانی دشوار می‌شود که شرایط حساس باشد و فرصت کافی برای فکر کردن نداشته باشید. در چنین مواقعی باید تا حدی به شهود و حس درونی خود تکیه کنید.

البته، منظور شهودی است که به‌خوبی پرورش یافته باشد، می‌تواند بسیار قدرتمند باشد. پیشنهاد می‌کنیم از قبل چند سوال کلیدی را برای خود تمرین کنید تا هنگام مواجهه با چنین شرایطی آمادگی بیشتری داشته باشید.

از جمله:

  • آیا این دروغ مصلحتی به نفع همه خواهد بود یا فقط به نفع من است؟
  • آیا اطلاعات کافی درباره این موقعیت دارم که بتوانم چنین تصمیمی بگیرم؟
  • اگر بعدها حقیقت مشخص شود، اعضای تیم منطق تصمیمم را درک می‌کنند یا احساس خیانت خواهند داشت؟

۳. نتیجه را بررسی کنید

اگرچه هنگام تصمیم‌گیری ناچارید به شهود خود اعتماد کنید و با اطلاعات محدود بهترین انتخاب ممکن را انجام دهید، اما پس از عبور از آن موقعیت باید به گذشته برگردید و تصمیم خود را ارزیابی کنید. این بازنگری به شما کمک می‌کند برای موقعیت‌های مشابه بعدی آماده‌تر باشید؛ چون تقریبا همیشه «بار بعدی» وجود خواهد داشت.

چند سوال مفید برای این ارزیابی عبارت‌اند از:

  • در آن لحظه چه نکته‌ای را نادیده گرفتم که اکنون آرزو می‌کنم به آن توجه کرده بودم؟
  • آیا حس درونی من در آن زمان درست به نظر می‌رسید اما اکنون، با گذشت زمان، اشتباه یا گمراه‌کننده به نظر می‌رسد؟
  • آیا با اعتمادبه‌نفس، سنجیده و مختصر عمل کردم یا بیش از حد نمایشی رفتار کردم و زیاده‌روی داشتم؟

هرچند گفتن یک دروغ مصلحتی ممکن است احساس خوشایندی ایجاد نکند، اما گاهی برای محافظت از یک فرد یا پیش بردن کار، قابل درک و حتی ضروری است.

در واقع، احساسی از تردید یا عذاب وجدان خفیف می‌تواند نشانه خوبی باشد. این احساس نشان می‌دهد که شما دروغ مصلحتی را به یک عادت تبدیل نکرده‌اید و آن را ساده و بی‌اهمیت تلقی نمی‌کنید. فقط بعدا با خودتان صادق باشید؛ درباره اینکه واقعا چرا چنین تصمیمی گرفتید و دفعه بعد چگونه می‌توانید با موقعیت مشابه بهتر برخورد کنید.

رهبران موفق فقط روی تصمیم‌های بزرگ تمرکز نمی‌کنند؛ آن‌ها با ایجاد شفافیت در کارها و ارتباطات روزمره، از سردرگمی و سوء تفاهم جلوگیری می‌کنند. میزیتو به تیم شما کمک می‌کند وظایف، گفتگوها و روند پیشرفت پروژه‌ها را در یک فضای مشترک و قابل‌پیگیری مدیریت کند. اگر به دنبال هماهنگی بیشتر، دید بهتر روی کارها و مدیریت پروژه‌ آنلاین هستید، همین امروز در میزیتو ثبت نام کنید. 

منبع: fastcompany

دیدگاه‌های شما

هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

با ثبت دیدگاه خود به پیشرفت میزیتو کمک کنید.

شاید این مقالات هم برای شما جذاب باشند:
لینک مقاله کپی شد!