۳ ویژگی رهبران موفق که اعتماد تیم را افزایش میدهد!
زمان خوانش ۵ دقیقه
همه اعضای تیم ساکتاند، نگاهها به رهبر تیم دوخته شده و تصمیم نهایی قرار است همین حالا گرفته شود. مدیر با اعتمادبهنفس کامل صحبت میکند؛ صدا قاطع است، مسیر روشن به نظر میرسد و هیچ تردیدی در کلماتش دیده نمیشود. اما یک چیز در فضا کم است… هیچکس چیزی نمیپرسد! نه به این دلیل که همه موافق او هستند؛ بلکه چون کسی احساس امنیت نمیکند.
چند هفته بعد، همان تصمیم (که با اطمینان کامل گرفته شده بود) به مشکل میخورد؛ نه به خاطر ضعف تیم، بلکه به خاطر این واقعیت ساده و خطرناک که هیچکس جرأت نکرده بود قبل از اجرا سوال بپرسد. اینجا مرز باریک بین «اعتمادبهنفس» و «غرور مدیریتی» خودش را نشان میدهد؛ مرزی که بسیاری از مدیران حتی متوجه عبور از آن نمیشوند.
مدیران بزرگ معمولا با صدای بلندتر یا تصمیمهای قاطعتر شناخته نمیشوند، بلکه با یک ویژگی کمتر دیدهشده متمایز میشوند: فروتنی در رهبری. مقاله پیش رو تلاش میکند این تفاوت را روشن کند.
دستیابی به فروتنی در رهبری کار سادهای نیست و کمتر مدیری واقعا از این ویژگی برخوردار است. جیم کالینز در کتاب مشهور خود با عنوان «از خوب به عالی» (Good to Great) فروتنی در رهبری را بهعنوان یکی از مهمترین ویژگیهای رهبران بزرگ معرفی کرد.
کالینز معتقد است بهترین مدیران کسب و کار کسانی هستند که بهجای اینکه موفقیتهای سازمان را به نام خود ثبت کنند، ایگوی شخصی خود را کنار میگذارند و تمام انرژی و تمرکز خود را صرف هدایت سازمان به سمت موفقیت و تعالی میکنند.
براساس یافتههای پژوهشی او، این مدیران و رهبران موفق از ترکیب دو ویژگی به ظاهر متناقض بهره میبرند؛ اراده حرفهای بسیار قوی و فروتنی عمیق در زندگی شخصی. همین ترکیب غیرمنتظره باعث میشود سازمانهای تحت مدیریت آنها به نتایج مالی و عملکردی فوقالعادهای دست پیدا کنند.
در واقع، رهبران فروتن بدون تکیه بر غرور به موفقیتهای بزرگ میرسند. آنها بهجای اینکه تصمیمهای خود را بر پایه خودخواهی و اثبات برتری شخصی بگیرند، از ذهنیت مبتنی بر فروتنی استفاده میکنند؛ تغییری که میتواند نتایج کسب و کار، عملکرد تیم و آینده سازمان را بهطور چشمگیری متحول کند.
اگر فروتنی اینقدر مهم است، چرا بسیاری از رهبران مغرور هستند؟
با وجود اینکه شواهد متعدد نشان میدهد رهبران فروتن معمولا عملکرد بهتری نسبت به مدیران مغرور دارند، چرا برای مدیران در هر سطحی تا این اندازه دشوار است که هنگام رهبری، ایگوی خود را کنار بگذارند؟ پاسخ این سؤال را میتوان در دو دلیل اصلی خلاصه کرد.
۱. باور نادرست درباره ناسازگاری فروتنی و موفقیت
بخش زیادی از تفکر سنتی در مدیریت بر این باور است که یک مدیر نمیتواند همزمان فروتن و جاهطلب باشد. بسیاری از مدیران ارشد تصور میکنند رقابت شدید میان شرکتها و حتی میان کارکنان داخل یک سازمان، جایی برای ارزشهایی مانند فروتنی باقی نمیگذارد.
در چنین نگرشی، موفقیت مساوی با نمایش قدرت، اقتدار و برتری فردی است؛ در حالی که تحقیقات حوزه رهبری بارها خلاف این موضوع را ثابت کردهاند.
۲. فروتنی؛ نشانه ضعف نیست
نگاه سنتی به مدیریت کسب و کار، معمولا فروتنی را رفتاری ملایم و حتی نشانهای از ضعف میداند؛ بهویژه زمانی که سازمان با بحرانها، تصمیمهای دشوار یا چالشهای پیچیده روبهرو است. عدهای معتقدند اگر یک مدیر نشان دهد همه پاسخها را نمیداند، کارکنان اعتماد خود را نسبت به او از دست خواهند داد. اما دقیقا همین موضوع یکی از بزرگترین نقاط قوت رهبران فروتن است.
اثرگذارترین رهبران کسب و کار هرگز وانمود نمیکنند که برای هر مسئلهای پاسخ آماده دارند، زیرا بهخوبی میدانند دنیای امروز آنقدر پیچیده است که هیچ فردی بهتنهایی نمیتواند از همه چیز آگاه باشد.
آنها وظیفه اصلی خود را در این میبینند که بهترین ایدهها را از مناسبترین افراد جمعآوری کنند؛ فرقی هم نمیکند این افراد در چه جایگاه سازمانی قرار داشته باشند. برای چنین رهبرانی، ارزش یک ایده به جایگاه سازمانی فرد وابسته نیست، بلکه به کیفیت آن بستگی دارد.
موثرترین نوع فروتنی در رهبری
ادگار شاین (Edgar Schein)، استاد برجسته و بازنشسته مدرسه مدیریت MIT Sloan و نویسنده کتاب Humble Inquiry، نوعی از فروتنی را معرفی میکند که آن را «فروتنی اینجا و اکنون» (Here-and-Now Humility) مینامد. این نوع فروتنی در فضای کسب و کار بسیار کمیاب است، اما برای رهبرانی که واقعا به دنبال دستیابی به موفقیتهای بزرگ و پایدار هستند، اهمیت فوقالعادهای دارد.
از نگاه شاین، فروتنی اینجا و اکنون به معنای توانایی ارزیابی واقعبینانه چالشهای فعلی و بررسی این موضوع است که آیا منابع، تواناییها و مهارتهای موجود برای مواجهه با این چالشها کافی هستند یا خیر. همانطور که او توضیح میدهد، در بسیاری از مواقع پاسخ این ارزیابی منفی است؛ یعنی اغلب اوقات با کمبود دانش، اطلاعات یا منابع روبهرو هستیم و بهتنهایی نمیدانیم بهترین تصمیم بعدی چیست.
شاین در این زمینه کاملا درست میگوید. من در طول سالها حضور در جلسات مدیریتی بیشماری دیدهام که فرد مسئول جلسه تصور میکند بیش از همه افراد حاضر میداند و نیازی به شنیدن دیدگاه دیگران ندارد. این همان سبک رهبری قهرمانمحور است؛ سبکی که بیش از هر چیز از خودخواهی و غرور تغذیه میکند و معمولا نگاهی کوتاهمدت و محدود به مسائل دارد.
در مقابل، فروتنی اینجا و اکنون به رهبر یادآوری میکند که دانش، تجربه و تخصص ارزشمند، ممکن است در هر نقطهای از سازمان وجود داشته باشد؛ حتی در میان افرادی که مستقیما در معرض دید مدیران نیستند یا جایگاه سازمانی بالایی ندارند. چنین نگرشی، زمینه را برای تبادل آزاد اطلاعات، اشتراک دانش و تصمیمگیری هوشمندانهتر فراهم میکند.
رهبر فروتن با خود میگوید: «من به افرادی که در کنارم هستند نیاز دارم.» او باور دارد که حل مسائل پیچیده یک فرآیند جمعی است، نه یک دستاورد فردی. بسیاری از چالشهایی که یک مدیر با آنها روبهرو میشود، آنقدر پیچیده هستند که بدون مشارکت اعضای تیم، یافتن بهترین راهحل تقریباً غیرممکن خواهد بود.
3 راهکار برای دستیابی به موفقیت از طریق رهبری فروتنانه
پیشتر اشاره کردیم که رهبران فروتن بدون گرفتار شدن در دام غرور به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میکنند و جایگزین کردن خودمحوری با فروتنی میتواند نتایج یک سازمان را به شکل چشمگیری بهبود دهد.
در طول سالها فعالیت بهعنوان کوچ و مدرس توسعه رهبری، به مدیران و رهبران بسیاری کمک کردهام تا از فروتنی بهعنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنند. بر اساس این تجربه، سه راهکار عملی وجود دارد که میتواند به هر مدیری کمک کند این ویژگی را در سبک رهبری خود تقویت کند.
۱. همه موفقیتها را به نام خود ثبت نکنید
یکی از مهمترین ویژگیهای رهبران فروتن این است که تلاش نمیکنند همیشه در مرکز توجه قرار بگیرند. آنها بهجای اینکه تمام اعتبار موفقیتهای تیم را به نام خود تمام کنند، فرصت دیده شدن را در اختیار اعضای تیم قرار میدهند و اجازه میدهند کارکنان بابت تلاشها و دستاوردهایشان مورد تقدیر قرار بگیرند.
همین رفتار ساده تاثیر بسیار عمیقی بر انگیزه کارکنان میگذارد. زمانی که افراد احساس کنند زحماتشان دیده میشود و موفقیتهایشان به رسمیت شناخته میشود، حس ارزشمندی، تعلق سازمانی و وفاداری آنها به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، اگر در جایگاه مدیریتی قرار دارید، تلاش کنید بیشتر از آنکه درباره نقش خود صحبت کنید، دستاوردهای اعضای تیم را برجسته کنید و موفقیت را به نام آنها ثبت کنید.
۲. دیگران را در تصمیمگیریها مشارکت دهید
رهبران فروتن محیطی ایجاد میکنند که در آن ارتباطات شفاف و گفتوگوی آزاد به بخشی از فرهنگ سازمان تبدیل میشود. آنها برنامهها، اهداف و چشمانداز آینده را با اعضای تیم به اشتراک میگذارند و از همه افراد میخواهند نظرات، پیشنهادها و حتی مخالفتهای خود را بدون نگرانی بیان کنند.
چنین مدیرانی فضایی میسازند که در آن افراد از امتحان کردن ایدههای جدید نمیترسند، ریسکهای منطقی را میپذیرند و احساس امنیت روانی میکنند. در نتیجه، کارکنان راحتتر خلاقیت خود را نشان میدهند، نوآوری میکنند و در تصمیمهای مهم سازمان نقش فعالی ایفا میکنند.
دلیل موفقیت این رویکرد بسیار ساده است؛ اعتماد جای ترس را میگیرد. رفتار رهبر فروتن این پیام روشن را به همه اعضای تیم منتقل میکند: «ما همه در این مسیر کنار یکدیگر هستیم و موفقیت سازمان، نتیجه تلاش جمعی همه ماست.»
۳. بیشتر گوش دهید و کمتر صحبت کنید
یکی دیگر از ویژگیهای رهبران فروتن این است که بیش از آنکه صحبت کنند، شنوندههای خوبی هستند. آنها اگرچه دیدگاه و نظرات مشخصی دارند، اما هرگز تصور نمیکنند که تنها نظر درست، نظر خودشان است. هدف اصلی این مدیران، درک واقعی دیدگاه دیگران است؛ به همین دلیل با دقت گوش میدهند، به افراد فرصت صحبت کردن میدهند و فضای گفتوگو را در انحصار خود قرار نمیدهند.
رهبران فروتن همواره سوالهای کنجکاوانه و هدفمند مطرح میکنند. سوالهایی مانند:
- این کار دقیقا چگونه انجام میشود؟
- کدام بخش این فرآیند را موثرتر میدانید؟
- از این تجربه چه چیزی یاد گرفتید؟
- برای بهتر شدن چه منابع یا حمایتی نیاز دارید؟
پرسیدن چنین سوالهایی تنها برای جمعآوری اطلاعات نیست؛ بلکه نشان میدهد رهبر برای دانش و تجربه اعضای تیم ارزش قائل است.
کارکنانی که با چنین مدیرانی همکاری میکنند، بهخوبی میدانند رهبرشان تصور نمیکند همه چیز را میداند. برعکس، او همواره آماده یادگیری است و از طریق گوش دادن فعال، تعامل سازنده و یادگیری مستمر تلاش میکند دانش و تواناییهای خود را گسترش دهد.
همین ویژگی باعث میشود اعتماد میان رهبر و اعضای تیم عمیقتر شود، همکاری تیمی تقویت گردد و در نهایت سازمان به نتایج پایدارتر و موفقیتهای بزرگتری دست پیدا کند.
رهبران فروتن فقط بهتر تصمیم نمیگیرند؛ آنها بهتر دیده میشوند، بهتر میشنوند و بهتر هماهنگ میکنند. اگر شما هم میخواهید تصمیمهای تیمیتان در یک فضای شفاف، قابلردیابی و بدون ابهام به اشتراک بگذارید، میزیتو برای شماست. میزیتو یک پلتفرم مدیریت پروژه و وظایف است که کمک میکند کارها، گفتگوها و پیشرفت پروژهها در یک جریان واحد دیده شوند.
با کلیک بر روی این قسمت، لینک این مقاله برای شما کپی میشود.






دیدگاههای شما
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.