پروتوتایپ چیست و چطور بسازیم؟ راهنمای نمونهسازی محصول
زمان خوانش ۸ دقیقه
تصور کنید قصد دارید یک اپلیکیشن سفارش غذا طراحی کنید. ایده مشخص است، امکانات اصلی را میدانید و حتی ظاهر صفحات را هم در ذهن دارید. آیا کاربران میتوانند در نرمافزار شما بهراحتی رستوران موردنظرشان را پیدا کنند، غذا سفارش دهند و هزینه را پرداخت کنند؟ آیا مسیر سفارش آنقدر ساده است که کاربر در میانه راه منصرف نشود؟ اگر پیدا کردن جواب این سوالات را به ساخت محصول نهایی موکول کنید، هزینه و زمان زیادی به پروژه تحمیل میشود. راه ساده و منطقی این است که قبل از توسعه کامل، نسخه اولیهای از محصول بسازید و نحوه کار کردنش را آزمایش کنید؛ این نسخه اولیه، پروتوتایپ (Prototype) نامیده میشود. در مقاله حاضر با انواع پروتوتایپ، نحوه ساخته شدن و ابزارهای طراحی آن آشنا میشویم و تفاوتش را با وایرفریم، موکاپ و MVP یاد میگیریم.
پروتوتایپ دقیقا چه کار میکند؟
همانطور که پیشتر توضیح دادیم، پروتوتایپ، مدلی مقدماتی از یک محصول، خدمت یا قابلیت است تا پیش از توسعه کامل بفهمیم آیا راهحل پیشنهادی قابلفهم، کاربردی و متناسب با نیاز کاربران است یا به تغییر نیاز دارد. حالا بیایید ببینیم این نمونه اولیه چطور و از چه مسیرهایی به کمک ما میآید.
1. بررسی و اعتبارسنجی ایده
ایده جذابی که در جلسه، اعضای تیم را سر ذوق آورده، چقدر عملیاتی است؟ آیا مخاطبان مدنظرتان به آن نیاز دارند یا حاضرند از آن استفاده کنند؟ ساخت پروتوتایپ کمک میکند ایدهتان را در مقیاسی کوچک بررسی کنید.
فرض کنید شرکتی قصد دارد برای سفارش ناهار کارکنانش یک اپلیکیشن راهاندازی کند. ایده این است که کارکنان، صبح غذا را انتخاب کنند و هزینه آن از اعتبار ماهانهشان کم شود. پیش از ساخت اپلیکیشن، تیم یک نمونه ساده طراحی میکند که شامل فهرست غذاها، انتخاب وعده، نمایش قیمت و تایید سفارش است. سپس از تعدادی کارمند میخواهد با نمونه ارائه شده، کار کنند.
در آزمایش مشخص میشود که بسیاری از کارکنان میخواهند پیش از انتخاب غذا، مواد تشکیلدهنده و گزینههای گیاهی را ببینند. تیم میتواند این اطلاعات را به طرح اضافه و بررسی کند که آیا نسخه اصلاحشده بهتر به نیاز کاربران پاسخ میدهد یا خیر. به اینترتیب پروتوتایپ کمک میکند که تیم پیش از توسعه کامل متوجه میشود چه اطلاعاتی برای تصمیمگیری کاربران ضروری است تا براساس آن، نیازمندیهای محصول را دقیقتر تعریف کند.
2. بهبود تجربه کاربری (UX)
موقعیت دیگری که پروتوتایپ به کار میآید، بررسی نحوه تعامل با محصول است؛ کاربران هنگام انجام یک کار مشخص، چه مسیری را طی میکنند و کجا دچار مشکل میشوند؟
فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی متوجه شدهاست که بسیاری از کاربران، محصول را به سبد خرید اضافه میکنند اما سفارش را نهایی نمیکنند. تیم احتمال میدهد که فرایند پرداخت پیچیده باشد. طراحان دست به کار میشوند؛ پروتوتایپی از مراحل سبد خرید تا تایید سفارش میسازند و از چند کاربر میخواهند یک محصول را بخرند و مسیر را بدون راهنمایی طی کنند.
در آزمایش مشخص میشود که کاربران پیش از پرداخت نمیتوانند هزینه ارسال را پیدا کنند و برای دیدن آن مجبورند چند صفحه را بررسی کنند. حالا که پروتوتایپ، مانع تکمیل خرید را نشان داد، تیم هزینه ارسال را زودتر و واضحتر نمایش میدهد و نمونه اصلاحشده را دوباره آزمایش میکند.
3. بررسی امکانپذیری فنی
بعضی از ایدهها از نظر ظاهری ساده بهنظر میرسند اما اجرای آنها به فناوری، داده یا زیرساخت خاصی نیاز دارد. در این شرایط، یک پروتوتایپ فنی نشان میدهد که آیا راهحل موردنظر با محدودیتهای موجود قابل اجراست یا خیر.
یک شرکت حملونقل را درنظر بگیرید که میخواهد در نرمافزار خود، زمان تقریبی رسیدن راننده به مقصد را نمایش دهد. تیم باید بررسی کند آیا اطلاعات موقعیت خودروها بهاندازه کافی بهروز است و آیا میتوان براساس آن، زمان رسیدن را با دقت قابلقبولی تخمین زد یا خیر.
پس توسعهدهندگان، یک نمونه محدود میسازند که موقعیت چند خودروی آزمایشی را دریافت میکند و زمان تقریبی رسیدن آنها را روی نقشه نمایش میدهد. بعد عملکرد نمونه را در مسیرهای مختلف بررسی میکنند. اگر اطلاعات موقعیت با تاخیر برسد یا تخمین زمان رسیدن در مسیرهای پرترافیک قابلاعتماد نباشد، تیم پیش از توسعه کامل متوجه محدودیتها میشود و میتواند راهحلهایی مانند استفاده از دادههای ترافیکی یا بهروزرسانی بیشتر موقعیت را بررسی کند.
4. دریافت بازخورد از ذینفعان
اگر سابقه هدایت پروژه داشتهباشید، حتما میدانید که ارکان مدیریت پروژه خیلیوقتها همسو و همصفحه نیستند. ممکن است مدیر، مشتری، طراح و توسعهدهنده، هرکدام برداشت خودشان را از یک نیاز واحد داشتهباشند و توضیح شفاهی هم همیشه برای رفع اختلاف کافی نیست.
شرکتی را تصور کنید که میخواهد سامانهای برای ثبت درخواست مرخصی کارکنان بسازد. مدیر منابع انسانی معتقد است که کارکنان باید ابتدا نوع مرخصی را انتخاب کنند و سپس تاریخ را وارد کنند. مدیران واحدها هم انتظار دارند پیش از تأیید، مانده مرخصی فرد را ببینند.
تیم طراحی یک پروتوتایپ میسازد که شامل فرم درخواست مرخصی، نمایش مانده مرخصی و صفحه تایید مدیر است. هنگام بررسی نمونه، مشخص میشود که در طرح اولیه وضعیت درخواستهای قبلی و دلیل رد شدن آنها دیده نشدهاست. مدیر منابع انسانی هم متوجه میشود که برای برخی از انواع مرخصی باید امکان پیوست مدرک وجود داشتهباشد. به اینترتیب، پروتوتایپ، پیش از شروع توسعه، روی نیازها و اختلاف برداشتها نور میاندازد و تیم میتواند درباره قابلیتهای ضروری به توافق برسد.
5. مقایسه راهحلها و کاهش دوبارهکاری
پنجمین کاربرد پروتوتایپ در مواردی است که برای یک مسئله، چند راهحل وجود دارد و انتخاب گزینه مناسب بدون آزمایش ممکن نیست. مثلا در یک نرمافزار مدیریت پروژه آنلاین، کاربران باید بتوانند وظایف خود را در میان صدها کار پیدا کنند و برای حل کردن این مسئله، دو پیشنهاد مطرح میشود:
- طرح اول: نمایش همه تسکها در یک فهرست همراه با امکان مرتبسازی
- طرح دوم: نمایش فیلترهای آماده مانند «کارهای من»، «وظایف امروز» و «وظایف دارای تاخیر»
تیم برای هر دو طرح، پروتوتایپ میسازد و از چند کاربر میخواهد وظیفهای با موعد مشخص را پیدا کنند. هر طرحی که کاربران در آن بتوانند وظیفهشان را سریعتر و با خطای کمتری پیدا کنند، انتخاب میشود.
انواع پروتوتایپ چیست؟
حالا که میدانیم پروتوتایپ چیست و چطور به داد پروژه میرسد، بهسراغ انواعش میرویم تا بدانیم هر مدلش چه مشخصاتی دارد و کِی و کجا استفاده میشود. پروتوتایپها را میتوان براساس میزان شباهت به محصول نهایی، شیوه ساخت و هدف آزمایش دستهبندی کرد. رایجترین انواع آن، ۵ مدلیست که در ادامه معرفی میکنیم.
1. پروتوتایپ کموفاداری (Low-Fidelity Prototype)
پروتوتایپ کموفاداری، همانطور که از اسمش معلوم میشود نمونهای ساده است با جزئیات بصری اندک. این نوع برای بررسی ایده، ساختار صفحه یا مسیر انجام کار استفاده میشود و تغییر دادنش سریع و آسان است.
مثال: برای طراحی یک سامانه سفارش غذا، چند مستطیل روی کاغذ میکشید و آنها را بهعنوان صفحه فهرست غذاها، سبد خرید و تأیید سفارش درنظر میگیرید. بعد از کاربر میخواهید با جابهجا شدن میان برگهها غذا سفارش دهد. اگر کاربر نداند چگونه از فهرست غذاها به سبد خرید برسد، میتوانید طرح را فورا تغییر دهید؛ بدون نیاز به طراحی گرافیکی یا برنامهنویسی.
2. پروتوتایپ پُروفاداری (High-Fidelity Prototype)
پروتوتایپ پروفاداری از نظر ظاهر و نحوه تعامل به محصول نهایی نزدیکتر است. حتی ممکن است رنگها، فونتها، تصاویر و آیکونها هم با جزئیات بیشتری طراحی شوند.
مثال: در نمونه سفارش غذا، تصاویر واقعی غذاها، قیمتها، گزینههای افزودنی، هزینه ارسال و پیام تأیید طراحی میشوند. کاربر میتواند غذا را انتخاب کند و مراحل سفارش را ببیند اما ممکن است پرداخت واقعی انجام نگیرد و سفارش در سامانه ثبت نشود. این نمونه برای ارزیابی وضوح مراحل و ظاهر رابط کاربری مفید است اما بهتنهایی ثابت نمیکند که سیستم پرداخت یا زیرساخت سفارشدهی آماده است.
3. پروتوتایپ کاغذی (Paper Prototype)
پروتوتایپ کاغذی با کاغذ، قلم و شکلهای ساده ساخته میشود. صفحات و حالتهای مختلف محصول روی برگهها نمایش داده میشوند و آزمایشکننده میتواند با جابهجایی برگهها یا تغییر دستی عناصر، مسیر استفاده را تجربه کند.
مثال: برای اپلیکیشن ثبت عادتهای روزانه، سه برگه طراحی میکنید: صفحه فهرست عادتها، صفحه ثبت انجام عادت و صفحه گزارش هفتگی. بعد از کاربر میخواهید «عادت 30 دقیقه مطالعه» را ثبت کند و گزارش هفتگی خود را ببیند. این روش بهخصوص در مراحل اولیه مفید است؛ وقتی که هنوز درباره ساختار صفحات و مسیر استفاده اطمینان ندارید.
4. پروتوتایپ دیجیتال (Digital Prototype)
پروتوتایپ دیجیتال با ابزارهای طراحی و نمونهسازی ساخته میشود و میتواند صفحات مختلف را به یکدیگر متصل کند. در این نمونه، کاربر روی دکمهها کلیک میکند، منوها را باز میکند و مراحل فرایند را میبیند.
مثال: در نمونه اولیه از یک سامانه رزرو نوبت، کاربر پزشک موردنظرش را انتخاب میکند، روز مراجعه را مشخص میکند و روی گزینه تأیید میزند. صفحه بعدی، پیام «نوبت شما با موفقیت ثبت شد» را نشان میدهد اما این پیام فقط برای شبیهسازی مسیر نمایش داده میشود و نوبتی در سامانه واقعی ثبت نشدهاست.
5. پروتوتایپ کدنویسیشده (Coded Prototype)
این نوع پروتوتایپ برای بررسی موضوعاتی مناسب است که با طراحی ظاهری نمیتوان آنها را بهدرستی ارزیابی کرد؛ مانند سرعت پردازش، اتصال به دادهها یا رفتار یک الگوریتم.
مثال: یک فروشگاه اینترنتی میخواهد امکان جستوجوی محصولات براساس نام و دستهبندی را اضافه کند. تیم توسعه، نمونهای کوچک میسازد که به مجموعهای آزمایشی از محصولات متصل است و نتایج جستوجو را نمایش میدهد. بعد بررسی میکند که جستوجو در میان هزاران محصول با چه سرعتی انجام میشود و آیا نتایج مرتبط نمایش داده میشوند یا خیر.
مراحل ساخت پروتوتایپ چیست؟
این پروتوتایپ کارآمد و نجاتبخش، چطور ساخته میشود؟ جزئیات طبعا پروژه به پروژه و بنا به نوع پروتوتایپ موردنظر متفاوت خواهدبود، اما مسیر کمابیش یکسان است.
مرحله اول | انتخاب مسئله و هدف
پروتوتایپ قرار است به چه سوالی پاسخ دهد؟ هدف کلی مثل «طراحی بهتر سامانه رزرو» کافی نیست. سوال میتواند چنین چیزی باشد: آیا کاربران میتوانند بدون کمک دیگران، نوبت پزشک را در کمتر از سه دقیقه رزرو کنند؟
مرحله دوم | شناسایی نیاز کاربران و مسیر انجام کار
کاربران برای رسیدن به هدف خود چه مراحلی را طی میکنند و در کدام بخشها ممکن است با مشکل روبهرو شوند؟ مصاحبه با کاربران، بررسی فرایند فعلی و تحلیل بازخوردها در این مرحله کمککننده خواهدبود.
مرحله سوم | انتخاب نوع پروتوتایپ
هدف آزمایش چیست؟ نوع پروتوتایپ را باید متناسب با آن انتخاب کنید. برای بررسی ایده و ساختار اولیه، پروتوتایپ کاغذی یا کموفاداری مناسب است. برای بررسی عملکرد فنی، به نمونه کدنویسیشده نیاز دارید.
مرحله چهارم | ساخت نمونه اولیه
بعد از مشخص کردن سوال اصلی، بخشهایی را طراحی یا پیادهسازی کنید که برای پاسخ لازماند. بدیهیست که ساخت تمام قابلیتهای محصول در این مرحله ضرورت ندارد.
مرحله پنجم | آزمایش کردن نمونه
از کاربران هدف بخواهید با پروتوتایپ کار کنند و رفتارشان را مشاهده کنید. مثلا به کاربر سامانه نوبتدهی بگویید برای هفته آینده از یک پزشک متخصص پوست نوبت بگیرد. بررسی کنید آیا میتواند پزشک و زمان مناسب را پیدا کند و بهدرستی به مرحله تایید برسد.
مرحله ششم | تحلیل بازخوردها و اولویتبندی
همه مشکلات به یک اندازه مهم نیستند. ابتدا مواردی را بررسی کنید که مانع انجام فعالیت اصلی میشوند یا احتمال خطای کاربر را افزایش میدهند. بازخوردهای کاربران زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که به تغییرات قابلاجرا تبدیل شوند. تصور کنید در آزمایش یک پروتوتایپ، کاربران با سه مشکل مواجه شدهاند: دکمه اصلی را پیدا نمیکنند، ترتیب مراحل برایشان گیجکننده است و پیام خطا هم راهنمایی مشخصی ارائه نمیدهد. تیم باید تصمیم بگیرد کدام مشکل زودتر برطرف شود، مسئول اصلاح هر بخش چه کسی باشد و نتیجه تغییرات چگونه ارزیابی شود. در چنین شرایطی، استفاده از نرم افزارهای مدیریت پروژه کمک میکند بازخوردها به وظایف مشخص با اولویت، مسئول و موعد انجام تبدیل شوند و هیچ اصلاح مهمی در مسیر توسعه محصول از قلم نیفتد.
مرحله هفتم | اصلاح نمونه و آزمایش مجدد
پس از اعمال تغییرات، پروتوتایپ را دوباره آزمایش کنید تا مشخص شود مشکل قبلی برطرف شدهاست یا خیر. فرایند پروتوتایپینگ تا زمانی ادامه پیدا میکند که شواهد کافی برای تصمیمگیری درباره گام بعدی بهدست آید. چرخه پروتوتایپینگ به این شکل است:
ساخت نمونه اولیه ← آزمایش ← تحلیل بازخورد ← اصلاح ← آزمایش مجدد
بهترین ابزارهای طراحی پروتوتایپ
همه آنچه تا الان شرح دادیم، پیشزمینهای بود که شما را به مرحله انتخاب ابزار برساند؛ بعد از شناختن پروتوتایپ، انواع، کاربردها و مراحل ساختش باید دست به عمل بزنید. انتخاب نرمافزار prototype مناسب برای ساخت نمونه اولیه، به نوع محصول، میزان پیچیدگی تعاملها و هدف آزمایش بستگی دارد. سه مورد از کاربردیترین ابزارها را در ادامه معرفی میکنیم.
فیگما (Figma)
فیگما، ابزاری برای طراحی رابط کاربری و ساخت پروتوتایپهای تعاملی است. با این نرمافزار، میتوان صفحات مختلف را طراحی کرد، میان آنها ارتباط ایجاد کرد و مسیر حرکت کاربر را با کلیک و تعامل شبیهسازی کرد.
- مناسب برای: وبسایتها، اپلیکیشنهای موبایل، داشبوردها و آزمایش تجربه کاربری
- وبسایت: figma.com
اکشر آرپی (Axure RP)
اکشر آرپی، ابزاری است که عمدتا برای ساخت پروتوتایپهایی با تعاملهای پیچیده، شرطها، فرمها و جریانهای چندمرحلهای کاربرد دارد.
- مناسب برای: سامانههای سازمانی، داشبوردهای پیچیده
- وبسایت: axure.com
اسکچ (Sketch)
اسکچ، ابزاری برای طراحی رابط کاربری وبسایتها و اپلیکیشنهاست که امکاناتی برای ساخت طرحهای بصری، طراحی اجزای قابل استفاده مجدد و آمادهسازی طرحها برای تحویل به تیم توسعه ارائه میدهد.
- مناسب برای: طراحی رابط کاربری وبسایتها و اپلیکیشنها، ساخت و مدیریت اجزای طراحی و آمادهسازی طرحها برای همکاری با توسعهدهندگان.
- وبسایت: sketch.com
تفاوت پروتوتایپ با وایرفریم، موکاپ و MVP
اگر تا این قسمت مقاله، قدمبهقدم همراه ما آمدهباشید، پروتوتایپ را کامل و دقیق میشناسید. در طراحی و توسعه محصول، چند اصطلاح پرکاربرد دیگر وجود دارد که لازم است تعریف آنها و تمایزشان با پروتوتایپ را نیز بشناسید.
وایرفریم (Wireframe)
وایرفریم، طرحی ساده از ساختار یک صفحه است که جایگاه عناصر اصلی مانند منو، عنوان، تصویر و دکمهها را نشان میدهد و تمرکزش بر چیدمان و ساختار اطلاعات است. پروتوتایپ اما گفتیم برای بررسی یک ایده یا شبیهسازی نحوه استفاده از محصول ساخته میشود و میتواند تعاملپذیر باشد.
برای مثال، طرحی که در سامانه نوبت پزشک، محل دکمه «رزرو نوبت» را نشان میدهد، وایرفریم است. اگر با کلیک روی آن بتوان به صفحه انتخاب پزشک رفت و مراحل بعدی را دید، بخشی از یک پروتوتایپ تعاملی است.
موکاپ (Mockup)
موکاپ، تصویری ثابت و نسبتا دقیق از ظاهر محصول است. رنگها، فونتها، تصاویر و جزئیات بصری در آن نمایش داده میشوند اما امکان تعامل وجود ندارد. برای مثال، تصویر کاملی از صفحه اصلی یک فروشگاه اینترنتی با عکس محصولات، قیمتها و دکمه خرید، موکاپ است. اگر دکمهها به صفحات دیگر متصل شوند و کاربر بتواند مسیر خرید را طی کند، با پروتوتایپ سروکار داریم.
MVP
MVP (مخفف Minimum Viable Product) بهمعنی «حداقل محصول پذیرفتنی»، نسخهای عملیاتی از محصول است که حداقل قابلیتهای لازم برای ارائه ارزش اصلی به کاربران واقعی را دارد. پروتوتایپ ممکن است فقط برای آزمایش یک ایده ساخته شود و عملکردهای آن شبیهسازی شدهباشند اما MVP باید قابلیتهای اصلی موردنظر را واقعا اجرا کند.
مثلا پروتوتایپ سامانه رزرو نوبت ممکن است مسیر انتخاب پزشک و زمان مراجعه را نمایش دهد، بدون اینکه نوبت واقعا ثبت شود؛ MVP همین سامانه اما باید بتواند نوبتهای واقعی را ثبت کند.
سوالات متداول
پروتوتایپسازی چیست؟
فرایند ساخت و آزمایش نمونه اولیه برای بررسی یک ایده یا راهحل است که شامل تعریف مسئله، انتخاب نوع نمونه، ساخت، آزمایش با کاربران، تحلیل بازخورد و اصلاح میشود.
نرمافزار Prototype چیست؟
انتخاب اپلیکیشن مناسب برای ساخت پروتوتایپ به پروژه شما بستگی دارد؛ Figma برای طراحی رابط کاربری، اتصال صفحات و ساخت نمونههای قابل کلیک کاربرد دارد. Axure RP برای نمونههایی با تعاملهای پیچیدهتر، شرطها و جریانهای چندمرحلهای مناسب است و Sketch برای طراحی رابط کاربری در گردشکارهای سازگار با این ابزار استفاده میشود.
مزایا و معایب پروتوتایپ شامل چه مواردی میشود؟
استفاده از پروتوتایپ میتواند به شناسایی زودهنگام مشکلات، شفافتر شدن نیازمندیها، دریافت بازخورد ملموس و مقایسه راهحلها کمک کند اما محدودیتهایی هم دارد: ساخت و آزمایش نمونه، نیازمند زمان و منابع است. اگر افراد آزمایششونده نماینده کاربران هدف نباشند، نتایج گمراهکننده خواهدبود. افزودن جزئیات غیرضروری میتواند هدف اصلی آزمایش را تحتالشعاع قرار دهد.
وقتی هدف، کشف چگونگی ارتباط و برخورد کاربر با محصول است، بدیهیترین روش، آزمایش برخورد و واکنش کاربر نسبت به آن محصول است! ارائهی محصولی کامل و سپس ارزیابی واکنش کاربران، کاری غیرمعقول و بیهوده بهنظر میرسد. در مقابل، طراحان میتوانند نمونهای ساده را در مقیاس کوچک عرضه کنند و به مشاهده، ثبت، ارزیابی، سنجش سطح کارایی بر مبنای عواملی خاص یا برخورد کلی کاربر و واکنشش نسبت به آن بپردازند. این نمونههای اولیه را پروتوتایپ مینامند که در سطح و اندازهی محصول اصلی نیستند زیرا هزینه و زمان کمتری صرف تولید آنها میشود.
پروتوتایپ به طراحان این امکان را میدهد که راهحلهایشان را به روشی متفاوت بررسی کنند (بر پایهی محصولی ملموس و عینی، و نه ایدههای ذهنی)، همچنین هزینهی شکست را کاهش میدهد زیرا وقت و پول کمتری صرف آن میشود.
شاید تیم براون (Tim Brown) مدیرعامل شرکت طراحی و نوآوری IDEO بهترین تعریف را از پروتوتایپ داشته باشد:
پروتوتایپ مانند سرعتگیری است که به ما امکان سرعت گرفتن در آینده را میدهد! با صرف زمان برای تهیهی پروتوتایپِ ایدههایمان، میتوانیم از اشتباهات سنگین اجتناب کنیم؛ اشتباهاتی مانند پیچیدگی زودهنگام یا درگیر ایدهای ضعیف و بیآینده شدن برای مدت طولانی.
بهطور مثال هنگام تهیهی یک نرم افزار، تیم طراحی احتمالا یک پروتوتایپ کاغذی تهیه میکند که به کاربر امکان میدهد گامبهگام با آن پیش برود، در نتیجه تیم طراحی و کارشناسان میبینند چطور کاربر با برخی مشکلات و وظایف سروکله میزند. هنگام طراحی محصول عینی مانند ماوس رایانه، طراحان از مواد مختلفی که امکان آزمایش امکانات اولیهی محصول را به آنها میدهد، استفاده میکنند. امروزه چاپگرهای سهبُعدی تولید پروتوتایپ را سریع و کمهزینه کردهاند، در نتیجه طراحان میتوانند پیش از تأیید یک طرح خاص، نمونههای قابلآزمایش و قابلاستفادهی آن را بررسی کنند.
بیشتر بخوانید:
با کلیک بر روی این قسمت، لینک این مقاله برای شما کپی میشود.






دیدگاههای شما
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.